سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
اصلاحات اساسی
در دوزخ آسیابی است که دانشمندان فاسد را کاملاً آسیاب می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
اصلاحات اساسی

امسال نیز مانند هر سال در روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) در 14 خرداد مراسمی در حرم  آن بزرگوار برپا شد و اقشار مختلف مردم در آن شرکت کردند. اما چیزی که این مراسم را در  دو سال اخیر از سایر سالروز های رحلت متمایز میکند اعتراضات (سازمان یافته یا خود جوش) نسبت به بعضی از سخنرانها می باشد .  در سال 89 و در ابتدای سخنرانی حجه السلام حاج حسن خمینی تولیت آستان حضرت امام  به ایشان به خاطر بعضی از مواضعشان در انتخابات و حوادث بعد از آن مورد اعتراض مردم مجتمع در حرم قرار گرفتند و این اولین بار بود که در حین مراسم ارتحال همچین اعتراضی واقع می شد .در آن مقطع اصلاح طلبان آن حرکت را محکوم کرده و آن را سازماندهی شده می دانستند و از طرفی گروهی دیگر از اصولگرایان میانه رو آن را به مصلحت ندانسته و آن را توهین به خانواده امام می دانستند (هرچند آن را خود جوش و  انعکاس مواضع حاج حسن آقا می دانستند).اما جالب انکه بعضی از اصولگرایان تند رو و شاید امروزی تر آن جریان انحرافی در پوست خود نمی گنجیدند وآْن حرکت را تحسین کرده و یک امتیاز سیاسی برای خود در نظر گرفتند. اما برای قسمت جالبتر آن باید یکسال صبر می کردند.امسال بر خلاف پارسال - که خود را در اوج قدرت سیاسی و حمایت همه جانبه حکومت میدیدند - دکتر احمدی نژاد که متحمل انتقادهای فراوانی از سوی اصولگرایان شده بود  به خصوص درباره عملکرد و مواضع آقای مشایی و نیز اخراج وزیر اطلاعات و نیز بی توجهی به توصیه حکومتی در باب وزیر مذکور و نیز قهر چند روزه از حاکمیت و خانه نشینی و نیز بی توجهی به قوانیین مصوب مجلس در باب وزارت ورزش و جوانان و ادغام چندین وزرارتخانه بدون تایید مجلس و نیز عدم توجه به تفسیر شورای نگهبان در باب سرپرستی وزارت نفت و در نهایت تعیین جناب آقای علی آبادی به عنوان سرپرست وزارتخانه مهم و پولساز نفت(که ایشان نه تنها مدیریت موفقی در امر تربیت بدنی نداشته اند بلکه حتی ایشان از این مجلس شورای اسلامی به عنوان وزیر نیرو رای اعتماد نگرفتند) ضربه ای سخت از ناحیه مردمی متحمل شدند که ایشان با توسل به رای آنها بسیاری از اقدامات غیرقانونی خود را موجه جلوه داده و خواستار اخذ ترتیبات فراقانونی جهت تصمیمات و عملکرد خود میشدند.


چند نکته قابل تامل در این قضایا مطرح هست .


1-در ابتدا می بایست ماهیت افرادی که در مراسم رحلت حضرت امام شرکت می کنند را مشخص کنیم؟


2- آیا همگی افراد شرکت کننده در مراسم این شعارها را سر می دهند یا تعداد محدودی؟


3-چگونه میشود دو فرد به گرایشهای سیاسی متضاد در ساختار نظام در دو سال اخیر مورد اعتراض قرار بگیرند؟


4- واکنش های حاج حسن خمینی و دکتر احمدی نژاد در برابر اعتراضات چگونه بود؟


5-واکنش نخبگان سیاسی در برابر این قضیه چگونه می باشد؟


6-آیا ادامه این روند مورد قبول جریانات سیاسی و حاکمیت هست یا خیر؟


این موضوعات جای بحث بیشتری می طلبد که در آینده بیشتر به آن می پردازیم.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط narges shirazi 17/3/90:: 5:51 عصر     |     () نظر

احساس می کنم اگه در مورد جهان عرب و ظلمهای که به مردمان عرب وارد می شودچیزی نگویم واقعا بی انصافی کرده ام.


مردم منطقه خاورمیانه عربی چیزی جز آزادی نمی خواهند. جز اینکه خود بر سرنوشتشان حاکم باشند چه می خواهند؟ در یکی از آثار شهید مطهری خواندم که فرمودند حالا اگه این شاه( دیکتاتور ایران) مرد بسیار خوبی باشد و کارهای بزرگی هم برای مملکت انجام بدهد و بخواهد مملکت را پیشرفت بدهد اما مردم او را نخواهند چه؟ می بایست کنار رود چون مردم او را نمی خواهند.(نقل به مضمون) حالا اگه مردم بحرین و یمن و سوریه حاکمین مستبد خود را نخواهند چکار باید کنند؟ جز آنکه اعتراض خود را به صورت تظاهرات نشان دهند؟ جون تمامی راهای اعتراض مدنی را بسته اند. چون احزاب مستقل یا ندارند یا ممنوع الفعالیت هستند. جون مطبوعات و رسانه های آزاد ندارند؟ چون انتخابات آزاد ندارن. چون حاکمانشان جز تملق و اطاعت حاضر به شنیدن چیزی دیگر نیستند؟چون کرامات انسانی در این کشورها ارزشی ندارد. چون همه مخالفین را نه دوست و هموطن منتقد بلکه عامل بیگانه می دانند.مثلا بحرین و یمن  ایران را متهم میکنند و سوریه عربستان را.در دیگر کشور های منطقه نیز همین وضع حاکم است. جز آنکه به خاطر سرکوب است که مردمان عربستان و اردن و عمان و خیلی جاهای دیگر نمی توانند چیزی بگویند؟


استاد مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی فرمودند که   انقلاب زمانی پیش می آید که نارضایتی از وضع موجود و نیز داشتن جامعه ایدال یا یک جامعه آرمانی و نیز روحیه تسلیم نا پذیری وجود داشته باشد که بلطف یزدان این روحیه در میان ملت های مظلوم منطقه به وجود آمده است . ما امید واریم که این ملت ها به حق خود که همانا آزادیست برسند. انشاالله


 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط narges shirazi 28/2/90:: 11:17 عصر     |     () نظر

آزادی بیان از مهمترین اصول و ارزشهای بود که مردم در انقلاب اسلامی به دنبال کسب آن بودند.شعار اصلی مردم در آن روزها استقلال-آزادی-جمهوری اسلامی بود و فکر میکنم که باشد. برای انتخابات مجلس ششم به خوبی به یاد دارم کاندیدهای اصلاح طلب آزادی بیان و آزادی مطبوعات را شعار اصلی خود قرار داده بودند و توانستند با رای بالایی اکثریت را در مجلس ششم به دست آورند. اما در همان ابتدا با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب روبرو شده و اصلاح قانون مطبوعات به محاق رفت و هرگز در دوره چهار ساله مجلس مذکور حرفی از آن به میان نیامد.


حکم رهبری که من دوست دارم آن را توصیه حکومتی یا  سفارش رهبری بنامم دست برجایی گذاشت که فتنه های در  آن رسوخ کرده بود.عناصری که بعدها وابستگیشان به جبهه معارض و معاند نظام روشن شدو حقیقت را پاره پاره می خواستند .تیز هوشی و تدابیر رهبری بر خواباندن آن دسیسه ها قابل ستودن بوده و هست .اما مسئله ای که در اینجا نباید غافل شد همان آزادی بیان است که به فراموشی سپرده شده است.الان وقت آن رسیده است که با توجه به تجربه های گذشته فضای مطبوعاتی و رسانه ای کشور بازتر شده و اجازه دهیم نسیم مسیحایی آزادی- شاخسارهای رسانه ای میهنمان را نوازش دهد و برکت خود را چون باران رحمت بر ما بباراند. مطبوعات از این حالت خلسه خارج کرده و هرکدام را کرسی آزاد اندیشی و دگر اندیشی قرار دهیم .


به امید روزی که رئیس جمهورمان به جای پاسخ گویی به رسانه های غربی پاسخگوی مطبوعات مستقل ایرانی باشد که نظرات و سوالات مردم را از ایشان می پرسد.


به امید روزی که رهبر معظم انقلاب پاسخگوی مطبوعات در حوضه مسولیتشان باشد.


به امید روزی که احزاب ما جراید خود را داشته باشند.


به امید روزی که تحمل افراد در انتقادها افزایش یابد


به امید روزی که انتقاد از کسی به ضربه زدن به ریشه اسلام و انقلاب تعبیر نشود.


.


.


.


 


کلمات کلیدی: اصلاحات


نوشته شده توسط narges shirazi 28/2/90:: 2:54 صبح     |     () نظر

فقه شیعه در زمانی شکل گرفته که شیوه حکومتی به صورت انفرادی و مطلقه بوده و حتی در آثار بزرگانی چون ارسطو و افلاطون و بخصوص افلاطون شیوه حکومت فیلسوف شاه مورد تایید قرار گرفته است و سیستم های دمکراسی چه به شیوه یونان و چه به شیوه روم(که حالت الیگارشی داشته)قرنها قبل از آن زمان به اتمام رسیده بوده و نیز از نظر تئوری منکوب بوده است.مشورت در اسلام بسیار توصیه شده ولی به صورت نهادینه نبوده است لذا سیستم حکومتی فیلسوف شاه در فلسفه افلاطون تبدیل به امام در فقه شیعه شده است(منظور من این نیست که فقه ها با افلاطون آشنایی داشته یا تحت تاثیر آن بوده اند بلکه مقصود تطبیق میان آن دو است).و نظام پادشاهی شیوه معمول اداره حکومت  تا استقلال آمریکا و انقلاب فرانسه بوده است بنابراین شیوه جدید حکومت در جامعه جهانی بعد از هزاران سال در عرصه حکمرانی مجال ظهور و نمود یافت و به صورت روز افزونی در میان جوامع گوناگون از مقبولیت والایی بر خوردار شد .انقلاب اسلامی ما نیز در شرایطی روی داد که این تقابل بین سنت(نظام مطلقه انفرادی) و مدرنیته(دموکراسی) یا همان مشروعیت و مقبولیت به صورت جدی مطرح شد لذا گروهی دم از حکومت اسلامی میزدند و گروهی دیگر دم از جمهوری دمکراتیک اسلامی .لذا ولایت فقیهی که در  قانون اساسی وجود دارد هم می خواهد مطلقه باشد و هم در چارچوب دمکراسی بگنجد. بنابر این بعضی معضلات پیش میاید .با توجه به تاریخچه مختصری که ذکر کرده ام می بایست تصدیق کنیم که حرف آیت الله صدیقی بر پایه سنت و مخالفت های رئیس جمهور بر پایه دموکراسی است.


من به عنوان یک اصلاح طلب فکر  میکنم رهبری با توجه به اختیارات گسترده ای که در قانون اساسی دارد  تنها در وظایف مصروحه در اصل 110 قانون اساسی می تواند حاکمیت مطلقه خود را اعمال کند نه آنکه در همه امور و شئون مملکتی حاکمیت مطلقه داشته باشد.


کلمات کلیدی: ولایت فقیه


نوشته شده توسط narges shirazi 25/2/90:: 9:45 صبح     |     () نظر

جز این است که هر کسی در حیطه مسئولیت خودش می بایست انجام وظیفه کرده و در همان حیطه پاسخگو باشد.همانگونه که از وزیر امور خارجه در مورد اقتصاد سوال نمی شود از وزیر نفت در باب فرهنگ و مدیا پرسشی مطرح نیست.همانطور که رئیس جمهور حق ندارد در امور مجلس دخالت کند همانگونه ریس قوه قضاییه حق دخالت در امور اجرایی را ندارد چون جزء وظایف آن دستگاه تعریف نشده است.اما می توانند بر اساس خیر خواهی و یا از سر تکلیف شرعی(امر به معرف و نهی از منکر) سفارش و توصیه داشته باشند.


دستور یا فرمان یا حکم را تنها در محدوده وظایف می تواند قابل قبول باشد و خارج از تنها حالت توصیه و سفارش داردو اگر در حیطه وظایف حکومتی باشد لذا حکم حکومتی است وگرنه تنها می توان آن را توصیه حکومتی نامید.


طبق اصل 110 قانون اساسی رهبری می تواند در حل اختلاف و تنظیم سه قوه دخالت کند و از طرفی آیت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه امروز تهران تصریح کردند که ولی فقیه تابع شرع و قانون است لذا ایشان نمی توانند در هر قوه با حکم حکومتی دخالت کرده و نظر خویش را بر خلاف قانون اساسی اعمال کند.  


لذا از نظر من درست تر آن است که به جای حکم حکومتی از توصیه حکومتی استفاده شود.


کلمات کلیدی: ولایت فقیه


نوشته شده توسط narges shirazi 23/2/90:: 6:2 عصر     |     () نظر